گلشيفته فراهاني











از روز يكشنبه كه ايده حمايت مردمي از فيلم سنتوري در روزنامه مطرح و شماره حساب كارگردان و تهيه‌كننده در روزنامه منتشر شد و گفتيم هر شخصي كه سي‌دي يا دي‌وي‌دي سنتوري را خريده، پول بليتش را به حساب واريز كند، تلفن‌هاي زيادي داشتيم. همچنين در سايت‌هاي مختلف نيز اين موضوع واكنش‌هاي زيادي داشته و بحث‌هاي زيادي مطرح شده است. يكي از خوانندگان روزنامه تماس گرفته بود كه وقتي ما پول خريد سي‌دي يا دي‌وي‌دي را داده‌ايم، ديگر چه پولي بايد بپردازيم‌؟ اول خيال كرديم سر به سرمان مي‌گذارند، اما تلفن‌هاي ديگري با مضموني شبيه اين تكرار شد. ما توضيح مي‌داديم كه شما مال دزدي خريده‌ايد و از دزدي بودن آن هم خبر داشته‌ايد، چون اگر خبر نداشتيد كه سراغ سنتوري نمي‌رفتيد. كارگردان و تهيه‌كننده هم اعلا‌م كرده‌اند كه مال دزدي است. به هر حال اين حداقل كاري است كه مي‌شود كرد. اما برخي از تماس‌گيرندگان از موضع ديگري منتقد اين ايده بودند و نگران بودند كه مبادا اين كار قبح دزدي را بريزد و نه‌تنها كمكي به كارگردان و تهيه‌كننده نكند كه وجدان‌هاي ما را نيز آسوده كند. ما هم وقتي اين موضوع مطرح شد، اين نگراني را داشتيم، اما واقعيت تلخ اين بود و هست كه به هر حال عده زيادي اين فيلم را خريده‌اند و ميزان تماس‌ها و واكنش‌ها نيز خبر از اين واقعيت دارد. در فراخوان هم تاكيد كرديم كه اين ايده به اين معني نيست كه پس حالا‌ از اين به بعد مي‌توانيم برويم با خيال راحت فيلم را تهيه كنيم و پولش را به حساب بريزيم و خيالمان هم راحت باشد. ما فكر مي‌كرديم كه تعداد زيادي اين فيلم را تهيه كرده‌اند و ديده‌اند. اين ايده در واقع براي جبران شركتمان در اين ماجراست، نه مجوز حضور بعدي. موضوع ديگر اين بود كه مگر چند نفر به اين حساب پول خواهند ريخت‌؟ به نظر كساني كه اين بحث را مطرح مي‌كنند، تعداد خيلي كم خواهد بود. نه ما و نه تهيه‌كننده و كارگردان انتظار نداريم كه از اين راه بتوانيم خسارت‌هاي وارد‌شده را جبران كنيم، اما اين راهي است براي نشان دادن همدلي و همدردي با آنان و اگر تعدادمان خيلي كم باشد (‌البته با توجه به تعداد كساني كه از اين راه مي‌توانند از موضوع مطلع شوند)، آن وقت آينه‌اي است روبه‌روي ما تا خود و جامعه خود را بهتر بشناسيم. يك كنجكاوي هم در تلفن‌ها مطرح مي‌شود كه تا به حال چقدر پول واريز شده است‌؟ اگر تهيه‌كننده و كارگردان صلا‌ح دانستند و اعلا‌م كردند، ما هم اطلا‌ع مي‌دهيم. دوستاني معتقدند بايد به جاي اين كار ما به وزارت ارشاد انتقاد كنيم كه چرا بايد چنين فيلمي با سانسور روبه‌رو شود‌؟ يا برخي معتقدند كه بايد به مساله اصلي‌تر يعني عدم رعايت كپي‌رايت در ايران پرداخت. اما سوال ما اين است كه مگر اينها با هم منافات دارد‌؟ مگر نمي‌شود همه اينها را در كنار هم مطرح كرد؟ نقد ما به وزارت ارشاد سرجاي خودش، درباره بحث كپي‌رايت هم سر جاي خودش. ما زورمان به وزارت ارشاد نمي‌رسد. آنها استدلا‌ل‌هاي امثال ما را قبول ندارند، همان‌طور كه استدلا‌ل‌هاي سينماگران را قبول ندارند. يادمان نرفته كه هنگام توقيف سنتوري كلي از نهادهاي غيردولتي بيانيه دادند و از ارشاد انتقاد كردند، اما تاثيري نداشت. خوب در اين شرايط ما خودمان بايد به فكر خودمان باشيم. يكي از بحث‌ها اين است كه چرا درباره فيلم‌هاي خارجي چيزي نمي‌گوييم و چرا فقط سنتوري؟ در اينكه پديده قاچاق فيلم فقط محدود به سنتوري نمي شود و فيلم‌هاي خارجي را نيز در برمي‌گيرد، ترديد نداريم و در اينكه حق معنوي صاحبان اثر چه خارجي و چه ايراني بايد محترم شمرده شود هم شكي نيست، اما مگر اين اقدام به معني تاييد قاچاق فيلم‌هاي ديگر است؟ براي ما فيلم <سنتوري> يك نماد است. اين فيلم پس از اينكه مجوز نمايش گرفت، به دستور وزارت ارشاد توقيف شد و پيش از اينكه اكران شود، قاچاق شده است. ما فيلم ديگري را با اين مشخصات سراغ نداريم. ضمن اينكه قاچاق فيلم در ايران تنها يك معضل اقتصادي نيست و تاثيرات فرهنگي نيز دارد و مي‌تواند به نابودي سينماي مستقل و فرهنگي بينجامد. اما بيشترين تماس‌ها به‌خصوص از روز دوم درباره شماره حساب است. خيلي‌ها زنگ مي‌زنند و شماره حساب را مي‌پرسند و مي‌پرسند بايد چقدر بريزيم و گاه به كنايه مي‌گويند <شنبه‌ها بريزيم نصف قيمته ديگه.> مبلغش را چه بگوييم، نمي‌دانيم، شايد همت عالي بهتر باشد، اما شماره حساب را يك بار ديگر مي‌نويسيم و از خوانندگان محترم مي‌خواهيم كه به ديگران هم اعلا‌م كنند. شماره حساب‌: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032 ) به نام فرامرز فرازمند و داريوش مهرجويي



يك پاسخ برايش بگذاريد

و غیره